بهار

میان سفره ی هفت سین

شکوفه کرده است

                    در قاب عکس تو!

لينک

       

توآمده ای

وآوازها

ازپنجره مان روییده اند

ماه

شاخه هایش راتکانده

وگیاه آینه

پرازشبنم ومه شده است.

***

توآمده ای

ومن دوباره

       شاعرشده ام!

لينک

       

1-

فرصتي نيست

بايدبروم.

بايددست به ديوارهاي جهان بسايم و

بروم.

اما

درهاي آسمان بسته است

ومن

براين همه برف واستخوان-تنها!

2-

تونيستي؛اما

وقتي به توفكرمي كنم

صداي آب را

دررگ هاي خاك مي شنوم

گل سرخ حياط

زودبه زودمي شكفد

وآسمان

پرازپروانه وبادبادك مي شود.

تونيستي؛اما

وقتي به توفكرمي كنم

دريانزديك ترمي آيد

ابرهاي سياه دورمي شوند

وباران

هروقت بگويم؛مي بارد.

تونيستي؛اما

وقتي به توفكرمي كنم

تورامي بينم

درباغچه ايستاده اي

به گل هاآب مي دهي!

لينک