یک‌روزْ غروب / تمامِ حجمِ آسمان را می‌شوم خورشید   

1

شب‌تر از چشم‌های تو

شاید راهی باشد که می‌روم!

2

هزار سنگ پراندند

نشکست این تُنگ

اما تو نَرم گذشتی وُ...

بی‌چاره ماهی!

3

تو را

خدا نمی‌خواهد که برگردی

وگرنه

آمدنْ نه بال می‌خواهد

نه کفش و عصای آهنین!

4

از هر طرف که می‌روم

به خانه‌ی تو می‌رسم

نعوذبالله

خدا شده‌ای مگر؟!

........................................................................

لینک نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   برای کسی‌که سال‌هاستْ شعرهایم را می‌نویسد...   

تنها رازِ منی

تو را

به خدا هم فاش نمی‌کنم!

...

 دیدار اول

 پایانِ قصه بود

 باقی‌ش هرچه هست - هرچه بود

 ادامه‌ی راهی‌ست که رفته‌ایم - که می‌رویم...

 مقصد؟ هرچه پیش آید خوش آید! نرسیدن! تمام نشدن!...

 امروز آمدیم بمانیم... امروز آمدیم ماندیم... امروز آمدیم باشیم... / امروز آمدیم. ماندیم. هستیم. حالا خودمان هم اگر بخواهیم، نمی‌توانیم برویم!... رشد کرده - بزرگ شده‌ایم با هم. پیچیده‌ - تنیده‌ایم در هم... گُم نمی‌شویم لابه‌لای آدم‌ها. به قولِ شاعری آشنا* :

 نُقره‌داغِ بووسه‌های منی / هیچ‌وقت / گُم نمی‌شوی! / ( رضا کاظمی )

 تنها رازِ هم بوده‌ایم- هستیم، شیرین‌ترین گناهِ هم، آدم-حوّای هم، چشم‌زخمِ نجات‌بخش هم، شعر-قصّه‌های هم،... من- تو - «ما»یِ هم بوده‌ایم -  هستیم... حالا خودمان هم اگر بخواهیم، نمی‌توانیم برویم!... به قولِ همان شاعرِ آشنا* :

 هرکجا بروی / دوباره بازمی‌گردی / مثل نامه‌ای که هر دو رووش / نشانیِ من است! / ( رضا کاظمی )

:)

 سکوتِ لب‌هات

 غافل‌گیرِ کدام بوسه می‌شود دیگر

 وقتی هنووز

 طعمِ شعرهای مرا می‌دهد؟!

 ***

 امروز آمدیم بمانیم... امروز آمدیم ماندیم... امروز آمدیم باشیم... / امروز آمدیم. ماندیم. هستیم. حالا خودمان هم اگر بخواهیم، نمی‌توانیم برویم! نه؟!...

لينک

   چشم‌هات / بهار کرده‌اند زمستان را   

1

به هر طرف می‌چرخد

تو را می‌بیند

آفتاب‌گردانی که خورشید هم

حسرتِ سرگردانی‌ش را می‌کشد!

2

خدا عاشقَ‌ت شده استْ یقین

وگرنه هیچ‌وقت

این‌همه دیر نمی‌کردی!

3

مادر گفته بود رقص حرام است؛ نیاموختم

اما حالا هرشب

با وُدکا و خیالِ تو می‌رقصم.

ببین چه حرام در حرامی ساخته‌ای از من!

4

این‌جا

پاییز می‌بارد از آسمان

و من،

دارم سر می‌روم از باران.

مگر تو کجای جهانْ آه کشیده‌ای؟!

.....................................................................

لینک نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی...

لينک

   سر رفته‌ام از بی‌قراری / قرار من کجاست؟   

1

راه می‌روی

و شهر

اردی‌بهشت می‌شود

2

گناه نکرده تعزیر می‌شوم

حال آ‌ن‌که تو

با هزار شیشه‌ی شرابْ در چشم‌هایت

آزادانه در شهر قدم می‌زنی!

3

نمی‌رسم به قرار

منتظر نباش!

 

سال‌هاست از قرار رفته‌ام

4

همه می‌گویند: چه مهربان است این مَرد!

و کسی نمی‌داند

لب‌خند تو است رووی لب‌هام

وقتی آن‌سووی دریاها

یادم می‌کنی

........................................................................

لینک نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی...

لينک

   آفت‌زده است این باغ،/ بیا به دشت بپاشیم / خودمان را   

1

سرد است هوا

پنجره را ببند

خودم برایت می‌بارم

2

شیارِ دست‌هاش را نشان می‌دهد پدر:

"هنوو گُشنه‌گی نکشیدی عاشقی یادت بره!"

اما از ابرِ چشم‌هاش

چکّه می‌کند

تصویرِ زنی جوان!

3

بیا زنده‌گی را به اعماق ببریم.

این‌جا

فقط جنگِ موج‌ها و صخره‌هاست.

4

به مراسمِ خاک‌سپاری‌اَت نیامدم

چون

نمرده‌ بودی!

..........................................................................

لینک نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی...

لينک