قرارِ بعدی؛ مزارِ عاشقانِ بی‌مزار   

1

این تلفنِ گردن‌شکسته!

هیچ‌وقت زنگ نمی‌زند

 

خودت بزن!

2

اسب‌ها نجیب‌اَند

اما نه وقتی سرکشی می‌کنند.

گاهی باید دهنه را سِفت بکشی شاعر!

3

هرچه سخت‌ترْ تو

نرم‌ترْ من.

گُلِ‌سنگ شده‌ام انگار!

4

به دیدنم بیا

امّا دیر به دیر.

تو را که می‌بینم

بَندِ شعرهامْ شُل می‌شود!

لينک

   نگاه کن! ما مُرده‌ایم، ولی به ‌هم نرسیده‌ایم هنووز...   

 

1

حجاب کرده‌ای

کجا؟

تمامِ شهرْ منَم

خالی و تنها

2

نایاب شده‌ای

مثل صدای قمر، تارِ یحیا

مثلِ یک موسیقیِ ناب.

 

کمی پیدا شو!

3

تا می‌گفتم باران

آسمان می‌بارید.

حالا فقط

انگشتِ شست‌َش را حواله‌اَم می‌کند!

کاش نرفته بودی

4

گووشی را بردار لعنتی!

این‌همه که زنگ زدم

سوفیالورن هم اگر بود...

اوه، نه، ببخش

لطفن فقط گووشی را بردار! 

لينک

   بیا زیر چتر من، دیرتر می‌رسیم   

1

با هم که قدم می‌زنیم

حسودی‌اَش می‌شود آفتاب

نه که هیچ‌گاه

قدم نزده است با ماه!

2

شیرین‌ترین گناهِ منی.

از تو

به خدا هم پناه نمی‌برم!

3

تنهایی

من‌َم

وقتی از تو می‌نویسم

لينک

   نیم‌کتی کافی‌ست برای آرامش...   

                     نیم‌کتی کافی است برای آرامش. / روویِ نیم‌کت می‌نشینم / به تو می‌رسم.

1

زیبایی‌ات وحشی‌ست

مثل شعرهای من

وقتی لِگامِ وزن و قافیه نمی‌گیرند!

2

به حضرتِ آسمان قسم اگر بروی...

 

نه، نه

می‌خواهی بروی، برو

با آسمان نمی‌شود شووخی کرد!

3

دست‌َت را خوانده‌اَم دیگر.

بیا،

تمامِ ورق‌هایم برای تو

"آسِ" دلَ‌م را پَس بده!

4

بدم می‌آید از ناله‌های شاعرانه

یا زودتر بیا

یا برو بمیر!

لينک