همیشه در سفرم...   

به مدت سه یا چهار هفته این وبلاگ به روز نمی‌شود. دوستانی که مایل به پی‌گیری مطالب این وبلاگ هستند می‌توانند به صفحه‌ی فیس بووکِ من سر بزنند؛ هرکجای این جهان که باشم حوصله و امکانِ به روز کردنَ‌ش را دارم!... آدرس فیس بووک من...

آیین چراغْ نیست خاموشی... رضا کاظمی... اجرایی متفاوت از رووی دست زنده یاد رضا مافی  

1

 حسود نیستم اما

 صدای گوش‌خَراشی خواهد داشت

 هرکه از تو بخواند

 خواه قمر باشد، خواه بنان!

 2

 شب‌ها

 از خیال تو خوابم نمی‌برد

 روزها

 از فکر اجاره‌خانه.

  

زنده‌گیِ سگی که می‌گویند یعنی همین!

 3

 با هم که قدم می‌زنیم،

 تنهایم.

 برو!

 بگذار با خیالَ‌ت جمع باشم.

 4

 آب آورده‌اند چشم‌هام.

 نسخه‌ی هیچ پزشکی اِفاقه نمی‌کند

 باید خودت بیایی!

 5

 حالا که رفته‌اَم

 هر روز پشت پنجره می‌ایستی

 به « شاید دوباره برگردد! » فکر می‌کنی.

 چه فایده!

 هیچ‌کس حتا به اشتباه

 دو بار به کوچه‌ی بُن‌بست نمی‌رود!

.......................................................

خبرگزاری ایسنا و گپی کوتاه با رضا کاظمی

لينک

   مشقْ ننوشته؛ سر مشق شده‌اَم...   

       

1

هر روز برایت نامه می‌نویسم

و تو،

همه را "برگشت" می‌زنی.

سپاس‌گزارم

هیچ‌کس تا به‌حالْ این‌همه نامه برایم نفرستاده بود!

2

وحشی‌تر از آنی که بشود رامَ‌ت کرد

چاره

فقط یک گلوله است.

شلیک کن!

3

ناله‌ی عاشقانه‌ای بیش نیست

ترانه‌ی "بی‌ من مَرو! "

مثل نیلوفر، پیچیده‌اَم به دست و پات

اگر می‌توانی، برو!

لينک

   لانه‌ی موریانه‌ها شده است این خانه!...   

1

تو

مزرعه‌ای آماده‌ی درو

من؛ مترسکی خسته.

 

کاش کلاغ بودم!

2

عطر گیسووهات را نسیم

نه از سمرقند می‌آورد، نه بُخارا

حالا دیگر همه‌ی زنانِ شهر

بووی تو را می‌دهند!

3

نشسته‌ای توویِ سینه‌اَ‌م

 مثلِ تیرِ چندپَر!

نه می‌شود دَرَت آورد

نه گذاشت که بمانی

لينک

   رقصی چنینْ میانه‌ی میدانَ‌م آرزووست...   

     

1

برای از تو گفتن

دیگر کفایت نمی‌کنند کلمات

باید

رقص یاد بگیرم!

2

صورتِ اصلاح کرده

عطرِ خوش

لباس‌های نو...

یعنی شده‌ام یک‌پارچه آقا!

 

دلَ‌ت می‌آید نیایی؟!

3

تمامِ زنده‌گی‌ام را اگر

تاخت بزنم با چشم‌هات

باز هم بدهکار تو اَم 

لينک

   کوچَه‌لَره سوو سَپمیشَم - یار گَلَندَه توز اُولماسین   

                                         

      

1

بیا زیرِ چترِ من

باران بیش‌تر ببارد

دیرتر برسیم

2

رادیو می‌گوید:

هوای شهر آلودَه‌ست.

 

بیا به هوای عاشقی برگردیم

3

امروز هم گذشت وُ

نیامدی.

ناشُکر نیستم

فردا هم روزِ خداست!

4

کمی عقب‌تر بایست!

دارد می‌کُشد زنده‌گی‌اَم را

این عطرِ لعنتی!

لينک