این‌جا دارد کویر می‌شود / کمی ببار!   

Don't Worry! All Poems Will be Censored

 نشر و پخشِ جهانیِ کتابی از رضا کاظمی در سایت آمازون امریکا...

 

1

دلَ‌م باران می‌خواهد

و چتری خراب

و خیابانی که

هیچ‌گاه به خانه‌ی تو نرسد!

2

زیرِ پنجره‌ی اتاقَ‌م

« مرا ببوس » را می‌خواند

آواز ‌خوانِ کوچه‌های شب.

می‌بوسمَ‌ت

و طرحِ لب‌هام می‌ماند

رووی غبارِ سردِ شیشه!

3

روزی یک قدم جلو می‌آیم
روزی یک آجر بالا می‌روی
ما هیچ‌وقت به هم نمی‌رسیم.

تو؛

همیشه فراموش می‌کنی برای قلعه‌ات پنجره بگذاری!

لينک

   این‌جا دارد کویر می‌شود / کمی ببار!   

Don't Worry! All Poems Will be Censored

نشر و پخشِ جهانیِ کتابی از رضا کاظمی در سایت آمازون امریکا...

 

1

دلَ‌م باران می‌خواهد

و چتری خراب

و خیابانی که

هیچ‌گاه به خانه‌ی تو نرسد!

2

زیرِ پنجره‌ی اتاقَ‌م

« مرا ببوس » را می‌خواند

آواز ‌خوانِ کوچه‌های شب.

می‌بوسمَ‌ت

و طرحِ لب‌هام می‌ماند

رووی غبارِ سردِ شیشه!

3

روزی یک قدم جلو می‌آیم
روزی یک آجر بالا می‌روی
ما هیچ‌وقت به هم نمی‌رسیم.

تو؛

همیشه فراموش می‌کنی برای قلعه‌ات پنجره بگذاری!

لينک

   آن‌قدر نیامدی / پاییز هم دلَ‌ش گرفت!   

1

بهانه‌ای نمانده است دیگر

برای عاشقی کردن!

بیا برگردیم به کودکی

دوباره با هم بزرگ شویم

2

پستچیْ امروز

جای نامه، تنهایی آورد.

به گمانم غرق شده باشی

در خیال‌هام!

3

شهر جای ما نیست

بیا به کوه بزنیم مثلِ یاغی‌ها

4

صدای عقربه‌های این ساعتِ لعنتی

خوابِ تو را

پَر می‌دهد از چشم‌هام.

باید قفسی برایت بسازم!

لينک

   در من همیشه عیسایی نفس می‌کشد   

همه عمر برندارم سر از این خُمار مستی... رضا کاظمی...

1

پاییز آمده است پشتِ پنجره

بیا برویم کمی قدم بزنیم.

نگران نباش!

دوباره بازمی‌گردانمَ‌ت

به قاب عکس

2

این‌همه خط نوشتم وُ

یکی نستعلیقِ چشم‌های تو نشد!

3

یک‌ لحظه تو را دیدم وُ

ابر شد.

حالا سال‌هاستْ مَشقِ آفتاب می‌کنم

4

خیابان‌های شهر را قدم می‌زنم هر روز

شاید دوباره ببینم‌َت

غافل از آن‌که سال‌هاستْ رفته‌ای از این شهر!

........................................................................

چند شعر در سایت ادبی دانوش

لينک

   شده‌ای زخم / هِی می‌خراشمَ‌ت / پوست می‌آوری!   

 

1

دلَ‌م دریاست؛

موّاج و توفانی.

 

در ساحلَ‌ت بمان!

2

غم

ردِّ نگاهِ تو است

در ازدحامِ خیابان‌ها،

وقتی هیچ مردی

من نیستم!

3

با « یکی بود یکی نبود » شروع می‌شود این قصه

با یکی ماند یکی نماند، تمام.

یکی، من بودم یا تو؛ مهم نیست

مهمْ

قصه‌ای‌ست که تمام می‌شود!

لينک