آی زندان‌بان! باز کن پنجره‌هایی که بسته‌ای!   

مجموعه داستانی از رضا کاظمی منتشر شد... ناشر: مهر نوروز

مجموعه داستانی از رضا کاظمی منتشر شد: "یک سفر، دو لیوان چای آشغال؛ و مسافری که شبیه تو بود"؛ ناشر: مهر نوروز 

1

دلتنگی

یعنی به تماشای غروب بنشینی وُ

خورشید، در آن‌سوی جهان

به‌جای تو،

در چشم‌های او طلوع کند!

2

نیامدنَ‌ت بی‌دلیل نیست

چرا که ما هر شب

با زنی که شبیهِ تو استْ می‌خوابیم!

3

زن

مردش به جنگ رفته بود

که موهاش را تراشید!

درخت

پرنده‌اش پریده بود

که پاییز نرسیده برگ‌ریزان کرد!

 

چه‌قدر دردشانْ شبیه هم است این‌ها!

......................................................................................................................

وب‌سایتِ رسمِ خیال، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی...

دانلود کنید!... " نخند مرد! "، شعری از رضا کاظمی... آهنگساز و خواننده: نیما کامکار

لينک

   انگار همه‌ی‌مانْ وقتِ رفتن، کلید را به چاهِ کور می‌اندازیم!   

 1

مثل پلنگی تنها

که پنجه به‌هوای ماه بکشد

و ماه؛ نه به‌دست بیاید و، نه زخم بخورد؛

هر شب

بر سنگِ مزار تو می‌نشینم!

2

آمدی. ماندی. رفتی.

درست مثل رعد و برق

که تا بخواهی از زیبایی‌ش لذت ببری

خانه‌ات را سوخته باشد!

3

تا دیدار تو
یک شیشه فاصله است و من
مثل ماهی
میانِ تُنگ
و تُنگ
میان دریا.

آه، اگر بشکند این دیوار شیشه‌ای!

..........................................................................................................................................

وب‌سایتِ " رسمِ خیال "، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

نخند مرد!... شعری از رضا کاظمی با آهنگسازی و صدای نیما کامکار

لينک