بهانه‌ای نمانده است دیگر، برای عاشقی کردن!   

 1

مهم نیست این در

به کدام پاشنه می‌چرخد،

مهم تویی

که نه می‌آیی، نه می‌روی!

2

عاشق که باشی

می‌توانی چشم‌هایت را ببندی

و پرنده‌گان

جای تو حرف بزنند

مثل این شعر

که دارد جای من برایت آواز می‌خواند!

3

به مرگ فکر می‌کنم

و به زمانی‌که

از راه نرسیده، باز خواهد ‌گشت.

 

می‌دانم دوست داشتن تو

مرا نجات می‌دهد.

4

مادربزرگْ - که خدا نور به قبرش ببارد - می‌گفت:

عاشق که باشی

هرگز نخواهی مُرد.

اما، خودش مُرد!

 

چه پارادوکسِ بزرگی‌ستْ عشق!

........................................................................................................................................

* وب‌سایت "رسم خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

* از 23 تا 30 آبان به‌همراه جمعی از شاعران نویسنده‌گان، میهمانِ فستیوال ادبی "گلاویژ" در کردستان عراق ( سلیمانیه ) هستم. بنابراین "پابرهنه تا ماه" هفته‌ی آینده به‌روز نخواهد شد!

لينک

   درست مثلِ اناری شکفته‌اَم، به‌وقتِ چیده شدن!   

 1

تن‌َت

به دشتِ گل‌های وحشی‌ می‌ماند:

معطَّر و ناشناخته.

بوسه‌ام

هرجا که می‌نشیند

پروانه‌ای از خواب می‌پرد!

2

نه باد می‌آید، نه نسیم

نه در باز است، نه پنجره‌ها،

اما، پرده‌ها تکان می‌خورند

قابِ عکس‌ها برق افتاده‌اند

و عطرِ خوشی در هواست.

 

نه، خیالات نیست؛

تو حتمن جایی دور از این‌جا

داری صندوقچه‌ی خاطره‌هات را گردگیری می‌کنی!

3

نیا !

 

تو اگر بیایی

دیگر کسی مرا نمی‌خواند.

مردم که احمق نیستند،

خوبْ فرقِ اصل و بَدَل را می‌فهمند!

.............................................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   یادمان هست زمستان دارید... یادمان باشد...   

یادمان هست زمستان دارید...

 

1

تو

در تمامِ زبان‌ها

ترجمه‌ی لب‌خندی،

هرکجای جهان که تو را بخوانند

گُل از گُلِ‌شان می‌شکفد.

2

زنده‌گی چه‌قدر سخت شده است این‌جا !

بیا به خانه‌ی اول برگردیم

دوباره تو وسوسه‌ام کنی

و من این‌بار

فریبِ تو را نخورم!

3

رفتنَ‌ت

کبریت کشیدن بود

در انبار کاهی که از چهار طرف

در معرض باد است

خانه را

هم سوخت؛ هم بر باد داد!

4

پروانه نیستم اما

سال‌هاست دور خودم می‌چرخم وُ

می‌سوزم.

 

رفتن‌َت در من

شمعی روشن کرده است انگار!

...............................................................................................................

وب‌سایتِ " رسمِ خیال "، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثار هنریِ رضا کاظمی

لينک