در دلَ‌م انگار کسی هر روز مرا زخم می‌زند...   

 

1

یک‌شب با تو تنها بودم

یک‌عمر بی‌تو

تنها !

2

سال‌هاست رفته‌ای و من

هنوز به خودم می‌لرزم

درست مثلِ شاخه‌ای که چند لحظه قبل

پرنده‌اش پریده باشد!

3

آرام شده‌ام

مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ‌هایش را

باد برده باشد!

4

میانِ خنده و گریه

همیشه معلَّق استْ دلقک،

درست مثلِ اناری شکفته

به‌وقتِ چیده شدن!

.......................................................................................................................................

وب‌سایتِ " رسمِ خیال " ؛ نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   دریا پُر از ستاره وُ آسمانْ پُر از پولکِ ماهی‌ست...   

 1

یک‌عُمر تو را نوشتم وُ

خواندند مردم

کاش لااقل خودم

یک‌بار تو را می‌خواندم!

2

خرابِ آبادیِ چشم‌های تواَم

پلک بزن

از نو بنا شوم!

3

این‌جا

تمامِ سال باران می‌بارد

تو در کجایِ جهانْ مگر

تمام سالْ مرا آه می‌کشی؟!

4

تو به انتظارِ رسیدنِ من

من به انتظارِ رسیدنِ تو

ولی ما، هیچ‌وقت به‌هم نمی‌رسیم.

همیشه دستی هست که پیش از رسیدن‌مان‌

ما را نرسیده و کالْ بچیند!

....................................................................................................

وب‌سایتِ رسمِ خیال؛ نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   جهان مخاطبِ من نیست؛ مخاطبِ تو است...   

عکس از بابک برزویه

 

1

به رسیدن فکر نمی‌کنم

به تو فکر می‌کنم

و می‌رسم.

2

می‌گویند مُرده‌ای، اما

نه جسدی از تو هست، نه مزاری؛

و نه حتا مُشتی خاکستر.

 

آه که چه سوگواریِ تلخی‌ست گریستن

بر تمامِ گورهای بی‌نامِ جهان!

3

تنهایی، خیابانی‌ست در من

که هر شب

به انتظارِ عبورِ تو

بی‌عبور می‌ماند.

4

هرشب به سُراغَ‌م می‌آید

هرشب هم فکر می‌کند اشتباه آمده

بازمی‌گردد.

ببین رفتن‌َت چه کرده که دیگر

مرا هم نمی‌شناسد مرگ!

....................................................................................................................

وب‌سایتِ "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ اینترنتیِ آثار هنریِ رضا کاظمی

لينک

   در برکه‌ات بمانْ ماهی کوچک! دریا بزرگ است برای تو !   

شعرخوانی در سلیمانیه ی عراق... رضا کاظمی... مریوان حلبچه ای

 1

به تنهایی رفتی

و ندانستی تنهایی

در من است!

2

چه می‌کنی باد!

عطرِ مووهاش را جای دیگری بپاش

این خانه، خودش ویران است!

3

به خیالِ تو اعتباری نیست

گاهی هست، گاهی نیست.

باید

با خیال خودم سفر کنم!

4

همیشه همین است:

من به تکاپوی رسیدن

تو به انتظار چیده شدن

و نهایت

نرسیده و رسیده به خاک افتادن!

.........................................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک