کَسی در من گُم شده است...   

 

1

این‌جا همه زخمی‌اَند خودشان.

به چشم‌هات بگو

کمان بیندازند دیگر!

2

همیشه همین است:

تا برسی

تمام‌ت کرده

خوره‌ی تنهایی!

3

شاعر!

یک‌عُمر قافیه جور کردی

ردیف نشدند کلمات؛

این‌بار

خودت ردیف شو، شاید...

......................................................................................................................................................

وب‌سایت "رسم خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی / اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

 

لينک

   لب‌خند بزنْ سِگِرمه‌های آسمانْ باز ‌شود   

 

 ترجمه و چاپ مجموعه شعر دیگری از رضا کاظمی به زبان کردی در کردستان عراق

ترجمه و چاپ مجموعه شعر دیگری از رضا کاظمی به زبان کُردی در کردستان عراق

 

1

دیروز با مُرده‌گانْ زنده‌گی کردیم

امروز به فاتحه‌ی‌شان می‌رویم

فردا، به دیدارشان.

 

انگار همه‌ی‌مان

فرزندانِ سِقط‌شده‌ی حوّاییم!

2

تو نخواهی آمد، اما:

مثل یک کبوترِ چاهی

با هر صدای پایی از خواب می‌پرد

مردی که از هراسِ بیداری

سال‌هاستْ مُرده است.

3

باید خانه‌ی بزرگ‌تری اجاره کنم.

 

از وقتی رفته‌ای

بیش‌تر شده‌ایم!

.............................................................................................................................

وب‌سایت "رسم خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی / اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   ساعت از قرار گذشت، جهانْ بی‌قرار شد!   

شعر از رضا کاظمی، خوشنویسی شعر از استاد احد پناهی

 1

بهار آمد وُ، نیامدی،

اما پرستوها

بذر تو را آوردند.

 

زمینْ جای مناسبی نبود،

در دلَ‌م کاشتمَ‌ت!

2

نگران نباش اگر

لب‌های تو را سانسور می‌کنند

شعرهای مرا نقطه‌چین!

 

در چاپ‌خانه‌های زیرزمینی تو را خواهم بوسید!

3

شبیه تو استْ بهار

که وقتی می‌آید

دیکتاتورها هم لب‌خند می‌زنند!

..............................................................................................................................

وب‌سایتِ "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک