داخل که شدی، بیرون شدن از یاد ببر!   

1

ماندن

اشتباهِ من بود.

باید وقتِ آخرین خداحافظی

من اول شلیک می‌کردم!

2

هَدَر نکن گلوله‌هایت را !

 

کشتن ندارد

گوزن پیری که شاخ‌هاش

 گیر کرده میانِ انبوهِ شاخه‌ها

3

کفّاره‌ی کدام گناهی مگر

که هرچه می‌نویسم‌اَت

تمام نمی‌شوی؟!

 

...........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   اگر بروی، من که جای خود؛ خورشید هم هر غروبْ دل‌اَش می‌گیرد!   

1

تهران، استانبول، پاریس؛ ...

چه فرق می‌کند کجا باشیم

وقتی در همه‌ی شهرها

پلی برای به‌هم رسیدن هست؟!

2

برای قصه گفتن؛ بهانه نداشت مادر بزرگ

 

رفتنِ تو را بهانه کرد

ماندنِ مرا، قصه!

3

غوّاص که نیستم

به اعماق دعوت‌اَم می‌کنی.

من

به همین نشستنْ کنارِ ساحلِ چشم‌هاتْ قانع‌اَم!

....................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   تنهایی...   

تنهایی

خیابانی ست که هر روز قدم می زنم.

تَه ندارد لاکردار!

تنهایی

لينک