به آینه نگاه کن! تنهایی که شاخ و دُم ندارد!   

1

در من، گلّه‌ای اسب وحشی تاخت می‌کند

در تو، رودخانه‌ای آرام می‌گذرد.

 

پیش از آن‌که از تو بگذرم

در آغوش‌اَم بگیر

رامَم کن!

2

چمدان‌اَت را بی‌هوده نبند!

 

هیچ قطاری

برای بُردنِ زنی که عاشق است هنوز

توقف نمی‌کند!

3

عشق

اتفاقی‌ست که می‌افتد

گاهی پُر شتاب، مثل گلوله‌ای ناغافل

گاهی آرام، مثل نشتِ گاز در شبی زمستانی.

در هر حال

عشق؛ اتفاقِ کُشنده‌ای‌ست که می‌افتد!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   سردم است؛ کمی آوازِ عاشقانه بخوان!   

1

دل‌اَم عجیب گرفته است

آن‌قدر که خنده‌هایت هم

شادم نمی‌کنند دیگر.

 

کاش هیچ عکسی به یادگار نمی‌گرفتیم!

2

این‌روزها غمگین‌اَم

آن‌قدر که انگار

قایق‌اَم شکسته

منْ مانده

تو غرق شده باشی!

3

خواب از سرِ شهر پرانده است

مردی که تنهایی خود را هر شب

در خیابان‌های شهر

سوت می‌زند!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   عاشق که باشی؛ هیچ قطاری تو را نمی‌بَرَد!   

1

تو، ساعتِ شنی

من، شن‌ریزه.

تا تو بخواهی برگردی

من در جهانِ دیگری هستم!

2

تهران، استانبول، پاریس، ...

فرقی نمی‌کند کجا باشی،

همه‌‌ی شهرها

زشت و غم‌انگیزند

به‌وقتِ دلتنگی!

3

عشق

چه به ناگهان بیاید، چه به آهسته‌گی

فرقی نمی‌کند

تو را به تمامی در بر خواهد گرفت

مثل خیس شدن:

چه در باران باشد، چه در مِه!

...........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک