بهار را به کوچه‌ها ریخته است؛ نوازنده‌ی دوره‌گرد!   

1

من، اسبِ وحشی

تو، مرتعی سر سبز.

رامَم نکن با بوسه‌هات،

آرامَم کن!

2

تو

بوته‌ای گل‌سرخ،

من

باغبانی ناشی.

تا تو بخواهی بشکفی

منْ هزار زخمْ خورده‌اَم

3

" شبی کنارِ چشمه پیدا شو! "

این پلنگ

نه برای شکار می‌آید،

نه تشنه است؛ و نه دیگر

حوصله‌ی دیدن خودش را دارد

فقط،

وقتِ مردن‌اَش رسیده است!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک