هر شعر، سنگ‌ریزه‌ای‌ست به‌هوای خواب و خیال کسی...   

1

برای رسیدن به آرامش

نیم‌کتی کافی‌ست.

می‌نشینم روی نیم‌کت،

به تو می‌رسم.

2

میان آمدن و رفتن

گیج و مضطربیم همه؛

مثل لولای دری دوسویه‌

بازیچه‌ی دست کودکی بازیگوش!

3

مادر بزرگ

قصه را نیمه‌تمام گذاشت؛

تمام کرد.

کاش شروع نکرده،

تمام می‌کرد!

4

ساعتِ دیدار

به‌وقتِ قرارهای عاشقانه بود.

دیر رسیدی!

 

هیچ عاشقی ساعت‌َش را

به‌وقتِ گرینویچ تنظیم نمی‌کند.

....................................................................................................................

وب‌سایت "رسم خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   ترجمه و چاپ مجموعه شعری از رضا کاظمی، با طرح‌های توکا نیستانی؛ در کانادا   

ترجمه‌ی مجموعه شعری از رضا کاظمی به زبان انگلیسی، و با همراهی توکا نیستانی ( طراح و کاریکاتوریست مشهور ایرانی ) توسط نشر AuthorHouse publishing  به زودی در کانادا منتشر می‌شود؛ و در کشورهای انگلیسی زبان ارائه خواهد شد. این مجموعه شامل 40 قطعه شعر کوتاهِ عاشقانه از رضا کاظمی و 40 طرح مرتبط از توکا نیستانی است. نام این مجموعه‌ی شعر و طرح:  Kiss me, Let the world, Sing new song! ( مرا ببوس، تا جهان؛ شعر تازه‌ای بخواند. )

 ترجمه و چاپ مجموعه شعری از رضا کاظمی، با طرح‌های توکا نیستانی؛ در کانادا

1

مادر بزرگ!

حنایت رنگ ندارد دیگر.

او که آخرِ قصه قرار بود بیاید

اول قصه رفت!

2

تو اگر بگویی دوستت دارم

حتمن باور می‌کنم

چون

تو از سیاره‌ی دیگری آمده‌ای!

3

دلَ‌م باران می‌خواهد

و چتری خراب

و خیابانی که

هیچ‌گاه به خانه‌ی تو نرسد!

..................................................................................................................

وب‌سایت "رسم خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   یک‌سطری‌ها...   

1 -  شده‌ام شبیه ایستگاهی متروک، که قطارها هنوز نرسیده؛ خط عوض می‌کنند!

2 -  کنار دست‌مان گلی به شوق پَر می‌ریخت وُ، ما نگاه‌مان به دورها بود...

3 -  ای عشق! برای نجاتِ جهانْ کفایت نمی‌کنی دیگر...

4 -  انگار همه‌ی‌مانْ وقتِ رفتن، کلید را به چاهِ کور می‌اندازیم!

5 -  ساعت از قرار گذشت. جهان بی‌قرار شد!

6 -  به ماه می‌مانی: در برکه نزدیک وُ، در آسمان دور

7 -  همیشه همین است: از هم آرام می‌گیریم، که آرام بگیریم!

8 -  به تماشای دریا رفتم؛ تماشای تو آمده بود!

9 -  رفته‌ای وُ، در دلَ‌م انگار؛ هر روز کسی مرا زخم می‌زند!

10 -  آدم است دیگر! گاهی مثل ماهیِ درون تُنگ، فکر می‌کند خانه‌اَش دریاست!

11 -  کسی چوب لای چرخ زمین بگذارد، داریم تمام می‌شویم!

12 -  ماهِ تمام، قرصِ نانی‌ست در دهانِ تاریکِ آسمان؛ و سهمِ من: هیچ!

13 -  نقشه‌ی شهری که در آن، نشانی خانه‌ی دوستْ نیست؛ به‌کار بُزها هم نمی‌آید!

14 -  فراموش نمی‌شوند خاطره‌ها، مثل اولین سیلیِ پدر؛ به‌وقتِ چشیدنِ لذتی ممنوع!

15 -  پیش از آن‌که ببینم‌َت، به ضیافت گورها و گورکَن‌ها رفته بودی؛ اگر نه، هیچ‌وقت شاعر نمی‌شدم!

.......................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   به تماشای دریا رفتم؛ تماشای تو آمده بود!   

زخم نه، / زخمه بزن با چشم هات؛ / ساز دلم کوک می شود!... رضا کاظمی

1

از راه که می‌رسی انگار

گله‌ای اسبِ وحشی

در دل‌اَم تاخت می‌کنند!

2

معلَّقیم همیشه

میان ماندن و رفتن؛

درست مثل محکوم به مرگی که

جای تیرِ خلاص در شقیقه‌اش

گلوله‌ی مَشقی چکانده باشند!

3

تنهایی

مثلِ خداست،

بودن‌اَش دلیل نمی‌خواهد

.....................................................................................................................

وب‌سایت رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی...

لينک