کتاب مشترک "توکا نیستانی" و "رضا کاظمی" در کانادا منتشر شد!   

ترجمه‌ی انگلیسی شعرهای رضا کاظمی با همکاری توکا نیستانی و ترجمه‌ی خانم کتی شیبانی در کانادا منتشر شد. این کتاب شامل 40 قطعه شعر کوتاه از رضا کاظمی و 40 طرح مرتبط از توکا نیستانی ( طراح و کاریکاتوریست مطرح ایرانی ) می‌باشد که توسط نشر authorHOUSE به چاپ رسیده و پخش آن در کانادا، امریکا و کشورهای انگلیسی زبان آغاز شده است...

 

لینک صفحه‌ی کتاب...

 

1

چای را من دَم می‌کنم

میز را تو می‌چینی

بعد، می‌نشینیم پشت پنجره‌های خود‌مان

و به هم‌دیگر فکر می‌کنیم!

2

نُتِ کوچکی هستم

در خطوط حاملِ گیسووهات.

نسیمی کافی‌ست تا جهان

در نگاه‌اَم به رقص برخیزد.

لينک

   گاهی زنده‌گی‌اَت می‌شود مثل فاتحه‌ خواندن بر گوری که در آنْ مُرده نیست!   

1

به موهات گل نزن دیگر!

من

به قدرِ کفایتْ نیش خورده‌ام

2

در تمام حنجره‌هایی که تو را می‌خوانند

قناری کوچکِ دست‌آموزی هست

که دفتر نُت‌های مرا

دوره می‌کند هر شب.

3

عجیب نیست اگر

پرنده از درخت ببارد

ماهیِ مُرده، از آسمان

و حتا، آدم‌فضایی‌های غمگین، از خورشید.

نه، وقتی دلتنگ باشی؛ هیچ‌چیز عجیب نیست!

.................................................................................................................................

وب‌سایت رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   حجاب کرده‌ای. کجا؟ تمامِ شهرْ منَم: خالی و تنها...   

1

همه‌چیز را که نمی‌شود با هم داشت

من

شعرهایم را دارم

تو

معشوق‌های بی‌شمارت را !

2

از ساحل که دور می‌شوی

نگرانت نمی‌شوم دیگر.

دریا

جسدت را پس خواهد داد!

3

پرنده از شاخه‌ای پریده بود

که از آن، تاب می‌خورد مرد

و زن...

زن، در قابِ این تصویر نبود

اگر نه،

هم پرنده بود، هم مرد!

4

به حروفِ سردِ سُربی فکر می‌کنم

و دست‌های روغنیِ کارگر چاپ‌خانه

وقتی

در باغِ شعرهای من

بوسه‌های تو را می‌چینند!

...................................................................................................................

وب‌سایتِ "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی...

لينک

   هر شبْ کسی پشت در است که انگار اصلن نرفته است!   

1

بلند شو

لباس‌هات را بتکان

دستت را به من بده

برویم کمی قدم بزنیم...

نگران نباش

کسی را در گور تو نمی‌خوابانند!

2

گل‌های دامنِ زن

در گروِ باد بود وُ

مرد با خودش فکر می‌کرد:

چه خانه‌ی محکمی ساخته‌ام!

3

گناه نکرده تعزیر می‌شوم

حال آ‌ن‌که تو

با هزار شیشه‌ی شرابْ در چشم‌هایت

آزادانه در شهر قدم می‌زنی!

4

هرکجا بروی

دوباره بازمی‌گردی

مثل نامه‌ای که هر دو رووش

نشانیِ من است!

...........................................................................................................

وب‌سایت " رسم خیال "، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک