گاهی باید به آتش زد!   

1

بیا به هم اعتماد کنیم:

من به چشم‌های تو

تو به پا‌های من

و قول بدهیم هم‌دیگر را به جاهای خوبی ببریم...

2

دلتنگی یعنی

غروب باشد، دل‌اَت گرفته باشد؛ او نباشد

و تو

جای او هم به تماشا نشسته باشی!

3

تنهایی

مثل موریانه‌ای‌ست به جانِ درخت.

 

گاهی باید به آتش زد!

4

خانه بوی گُل گرفته، اما

نه در باز است، نه پنجره‌ها

نه بهار آمده، نه تو

و نه من خواب‌اَم.

 

-  یک بوی خوش و این‌همه انکار؟!

تردید نکن! نفس بکش! بگو: سلام

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک

   مرا از تو به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد سفر!   

در سفرم...


لينک