داستانک : دو پنجره اُمید   

داشتم ماشینِ عرووس گل می‌زدم که صدای پیر و لرزانی زیرِ گووشَ‌م گفت: پسرم، بامبو هم داری؟ سرم را برگرداندم آوردم بالا طرفِ صدا و نِگاش کردم. پیرزن دوباره سؤالَ‌ش را تکرار کرد. گفتَ‌م: ها، مادر. داریم. خوبَ‌ش را هم داریم. نرمه لب‌خندی روو لب‌هاش نشست و چشم‌هاش هم که عجیب ریز و کوچک بود برق برقی شد. گفت: بامبو خاصیتَ‌ش چی هست؟ همان‌طور که نِگاش می‌کردم گفتم: برا خانه‌تان شادابی می‌آورد. نشاط. امید به زنده‌گی؛ نه که رنگَ‌ش سبز است. گفت: پس بی‌زحمت ده شاخه بِم بِدِه. چشم‌هام گرد شد. یعنی تعجب. گفتَ‌م: ده تا؟ اَدای خودم را درآورد: ها، پسرم، ده تا. رووبانی که بلاتکلیف مانده بود توو دستَ‌م چسباندم دست‌گیره‌ی ماشین و گفتَ‌م: باشد ولی حالا که دستَ‌م بند است. شاگرد-کارگر هم که ندارم. میانِ حرفَ‌م درآمد گفت: با گلدانِ شیشه‌اییش لطفن. گفتَ‌م: دیگر بدتر. چشم‌های ریزش را ریزتر کرد، کمی هم تعجب ریخت تووشان گفت: چرا؟ گفتَ‌م: برا این‌که ندارم. باس تهیه کنم براتان. گفت: خُب؟ گفتَ‌م: هیچ. شما آدرس بدهید، کارِ ماشین عرووس تمام شد همه را با هم براتان می‌آورم درِ منزل تقدیم می‌کنم. چشم‌هاش برگشتند به حالِ سابق. آرام گرفتند. خوشحالی ریخت تووشان و کمی هم روو لب‌هاش. گفت: خیر ببینی پسرم. بعد آدرسِ خانه‌ش را داد؛ و رفت.

***   

از ماشین پیاده شده زنگِ خانه‌ش را زدم. طول کشید تا بیاید. آمد. در را باز کرد. تعارف کرد بروم توو، فنجانی چای میهمانش. نه نیاوردم. حسَّ‌م بِش خوب بود. داخل شدم. گلدان و بامبوها را گوشه‌ای گذاشتَ‌م نشستَ‌م. چای آورد، توو استکان‌هایی با اِنگاره‌ی نقره‌ای. کمی بعد گفت: اگر زحمتی نیست گلدان و بامبوها را برام بگذار روویِ رَفِ پشتِ پرده. گفتَ‌م: روو رَف؟ پشتِ پرده- پنجره؟ روو به کووچه؟ گفت: ها پسرم، روو به کوچه. گفتَ‌م: چرا؟ آخر، چیز...، گفت: لطفن. بی اختیار پا شدم گلدان را برداشتَ‌م بُردم کنار پنجره، پرده را زدم کنار، گذاشتَ‌م روو تاقچه‌ش. داشتَ‌م بامبوها را مرتب می‌کردم که نِگام رفت به هوا بیرون. کووچه. یکهو لرزم گرفت. موور موور. پشتِ پنجره، روو به رووی خانه‌ش، خانه‌ای بود با پنجره‌ای بزرگ. بی‌پرده. و تختِ کوچکی؛ که پسرک یا دخترکی با مووهای ریخته، سُرُم به دست، خوابیده بود رووش و نِگا بامبوها می‌کرد.    

( رضا کاظمی - آذر 88 - تهران )

........................................................................

ضرر نخواهید کرد اگر اینجا را هم بخوانید

لينک