گاهی عشق هم؛ آن‌روویِ سگَ‌ش را نشان می‌دهد!   

 1-

می‌روی

بی‌آن‌که بدانی میانِ سینه‌اَت

دلِ من است که می‌تپد!

 

 2-

باران،

دختری‌ست در من

که از چشمانِ تو بیرون می‌ریزد!

 3-

ربطی به تو ندارند این شعرها!

در من کسی هست

که نوشته می‌شود هر شب.

 4-

هر صبح

از میان جنگلِ کاج،

                      تلخْ می‌گذرم

بدون فاتحه‌ای بر گوورِ خاطرات.

*

گاهی عشق هم،

آن‌روویِ سگَ‌ش را نشان می‌دهد!

***********************************

داستانی از رضا کاظمی را در سایت دانوش بخوانید

مجموعه داستان تازه ی رضا کاظمی را از سایت اثر دانلود کنید

لينک