حالا دیگر، تمامِ منْ آزاد است   

 این جوجه ی منه: آقا عرفان. الان دو روزه بیمارستان بستری شده. نمی دونم چه حسی باعث شد عکساش رو بذارم این جا. دلم براش عجیبْ ناراحته. غم غصه ست دلم...

       

اینم آقا عرفانه که داره برای سلامتی پدر بزرگش دعا می کنه، ولی خودش دچار یه بیماری سخت شده... و داره گریه ی عمویی شو درمیاره پای کامپیوتر!

دعات قبول عمویی

اینم که آشناست: علی کوچولو ، جوجه کوچیکمه. داداش آقا عرفان. این خوبه و شیطون و خوش زبون... دلم برا عرفان غم غصه ست...

علی کوچولوی من، علی تپلوو!

********************************************************                  

                           

         ( بُرشی از تابلوی نقاشی رُز زرد ؛ رنگ و روغن ؛ سال 82 ؛ رضا کاظمی )

 

هرچه می‌کنم

بدی‌هات یادم نمی‌آید دیگر.

 

آلزایمر گرفته‌ باشم انگار؛ نه؟!

لينک