ميخواي توآب بري؛ترم نشي؟

مي گويندناصرالدين شاه دردوره ي كوتاهي ازسلطنت پنجاه ساله اش دچاركمبودنقدينه گي شدوخزانه اش دچارسكته ي خفيف.ودرهمان دوره؛عده اي ازتاجران ومالكان بزرگ نيزدچارخودكشي شدند!وازخودوصيت نامه هايي برجاگذاشتندكه حكايت ازبخشش نيمي ازدارايي شان به قبله ي عالم ونيم ديگربه دلقك دربار؛يعني كريم شيره اي ميكرد.البته دليل اين بخشش درجايي ازتاريخ ثبت نشده وبرمانيزمعلوم نيست!اين موضوع شاه رادچارخشم وكريم رادچارتورم نمود!ازقديم هم كه گفته اند:خشم شاهي گربجنبد هم به جان وهم به دارايي زند!خلاصه كريم آنقدرمتورم شدوشاه نيزبه تبع آن آنقدرخشمگين كه روزي صبروتحمل ازدست دادودستورخودكشي شدن كريم راصادرنمود.تبصره اي نيزبه دستورهمايوني خوداضافه كردكه:مي بايست پيش ازخودكشي وصيت كندوتمام دارايي خودرابه نام او؛يعني قبله ي عالم مهروانگشت بزند.ميگويند كريم به دست وپاي حضرت سلطان افتادوعزوجزكرردكه:مالم حلال؛جانم آزاد.وهمان جابودكه ناصرالدين شاه ازخشم سبيل جنباندواين جمله ي حكيمانه

عزت زياد.

ملوكانه راازخودصادرنمود:پدرسوخته؛ميخواي توآب بري؛ترم نشي؟!كه به مرورزمان؛پدرسوخته ازسرجمله افتادوجمله شد مثل!
لينک