باید بروم. گوورِ عاشقانه‌هاست این شهر!   

 

1

دلم دیگر به این عشق‌ها گرم نمی‌شود؛

باید به مادرم برگردم

اتفاق است دیگر...

2

دارم می‌روم جایی دوور

از تیر رَسِ چشم‌هات هم دوورتر

اما...؛

تکثیر شده‌ای تو... تکثیر شده‌ای تو...

3

سال‌هاست مُرده‌ای وُ شهر

پُر شده‌‌ست بَدَل‌های تو

و من، ندانسته هر روز

عاشق یکی می‌شوم!

 

4

هنوز می‌شود عاشق شد

فقط در ایستگاه بعدی

                           باید خط عوض کنم!

 

5

دیروز

در ایستگاهِ قرارهای همیشه،

زنی را بوسیدم.

ببخش؛ ولی عجیب شبیه تو بود!

 

 

 

لينک