نگران نباش! کوچ می‌کنیم مثلِ بنفشه‌ها   

     ای‌کاش آدمی وطن‌ش را هم‌چون بنفشه‌ها می‌شد با خود ببَرَد هرکجا که خواست!

     خوشنویس: رضا کاظمی... تکنیک: رنگ روغن رووی ام دی افِ بافت سازی شده

1

این شعرها که جار می‌زنم

یعنی هنوز ابتدای عاشقی‌ست

وگرنه،

"عاشقانْ کُشته‌گانِ معشوق‌اَند

برنیاید زِ کُشته‌گانْ آواز"

2

خسته‌اَم

پلک‌هات را ببند

می‌خواهم کمی بخوابم

3

به هیچ‌ پارکی راه‌َم نمی‌دهند دیگر.

فقط تو را می‌شناسند

                           نگهبان‌ها!

4

تو رفته‌ای وُ شهر

به گِل نشسته از هجومِ سرما.

کاش لااقل

خورشید را نمی‌بُردی!

................................................

داستانی از رضا کاظمی را در "سایت ادبی متن نو" بخوانید

لينک