نگاه کن! ما مُرده‌ایم، ولی به ‌هم نرسیده‌ایم هنووز...   

 

1

حجاب کرده‌ای

کجا؟

تمامِ شهرْ منَم

خالی و تنها

2

نایاب شده‌ای

مثل صدای قمر، تارِ یحیا

مثلِ یک موسیقیِ ناب.

 

کمی پیدا شو!

3

تا می‌گفتم باران

آسمان می‌بارید.

حالا فقط

انگشتِ شست‌َش را حواله‌اَم می‌کند!

کاش نرفته بودی

4

گووشی را بردار لعنتی!

این‌همه که زنگ زدم

سوفیالورن هم اگر بود...

اوه، نه، ببخش

لطفن فقط گووشی را بردار! 

لينک