باید دوباره سُراغِ چشم‌های تو بیایم!   

1

بارها گُریخته‌ای از مرگ

بی آن‌که بدانی بر سینه‌ات

چشم‌زخمِ بوسه‌های مرا د‌اشته‌ای!

2

چشم‌هات

خورشید را هم زخم می‌زنند

من که جای خود!

3

من، در هوای تو نفس می‌کشم

تو، در هوای دیگری

و این‌گونه

فرجامِ جهان را پیش می‌اندازیم!

4

نمایش تمام شد

پرده را کنار بزن

خودت را می‌خواهم تماشا کنم حالا!

لينک