تو خُفته‌ای برای همیشه؛ اما...   

( برای دوستِ از کودکی تا همیشه‌ام، " غلام‌رضا سیری "، که خُفته استْ تَهِ دریاهای دوور، بی‌آن‌که بداند با رفتنَ‌ش چه شوخی بی‌رحمانه‌ای با همه‌ی‌مان کرده است! )

1

گفتند غرق شده‌ای در آب‌های دوور

و دریا؛ جسدت را پس نداده است.

چه شوخیِ احمقانه‌ای!

تو

شاه‌ماهیِ قصه‌های منی

غرق می‌شوی مگر؟!

...

2

چه کرده‌ای ماهیِ کوچک

که این‌طور به امواج زده است خودش را

مردی که شنا نمی‌داند؟!

3

کافر نیستم اما

یک‌بار نشد "آیت‌الکرسی" بخوانم وُ

از سفرِ چشم‌های تو

سلامت برگردم!

4

کسی در رگ‌های من

تو را آواز می‌خواند.

شعله می‌شوم؛

بیرون می‌ریزم از چشم‌هات

و جهان،

بشکه‌ی باروت!

......................................................................................

مجموعه داستان "زنی توویِ سرم حرف می زند"، نوشته ی رضا کاظمی، توسط انتشارات H&S Media در لندن منتشر و در کتاب فروشی آمازون ارائه شد... لینک صفحه ی خرید اینترنتی کتاب در سایت آمازون...

 زنی تووی سرم حرف می زند... رضا کاظمی...

...

لینک نمایشگاه و فروشگاه اینترنتی آثار هنری رضا کاظمی...

لينک