بهار را به کوچه‌ها ریخته استْ گل‌فروشِ دوره‌گرد   

1

بهار آمده اما

من هنوز

دلم بهار می‌خواهد.

بیا !

2

سبزه، سفره‌ی هفت‌سین

گُل، ماهیِ قرمز ؛...

این‌ها به تنِ بهار

وصله‌های ناجورند؛

تو که نباشی!

3

وقتی می‌آیی

یک بغل با خودت

گلِ شیپوری بیار.

 

انگار به خواب رفته استْ بهار!

4

بهار آمده است تا پُشتِ در، اما

داخل نمی‌شود.

تو که رفته‌ای

دیگر چرا به بال‌هایت

کلید خانه را دوخته - بُرده‌ای؟!

.................................................................

لینک نمایشگاه و فروشگاه اینترنتی آثار هنری رضا کاظمی

لينک