همیشه همین است: از هم آرام می‌گیریم، که آرام بگیریم!   

1

آمدن و رفتنَ‌ت

هیچ فرقی نداشت

ببین!

طلوع و غروب خورشید

هم‌چنان زیباست

2

آرام شده‌اَم

مثل قایقی شکسته

بعد از توفان!

3

اگر صبح بیدار شدی وُ

روویِ شانه‌هاتْ بال داشتی

زیر پاهاتْ ابر؛

تعجب نکن!

عاشقَ‌ت،  شاعر بوده حتمن!

4

تمام زنده‌گی‌اَش را تاخت زده بودْ مَرد

برای یک شب خوابیدن

در شبِ چشم‌هات.

چشم‌هات اما؛

شب نشد هیچ‌وقت!

..............................................................................

رسم خیال، وب سایتِ نمایشگاه و فروشگاه اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک