دوود شده‌ای در چشم‌هام / خودت را عقب‌تر بگیر!   

1

گناهِ من نیست اگر دیده نمی‌شوی.

شب است

آسمانْ ابری،

و خدا تاریک!

2

در کلافِ سردرگُمِ جاده‌های جهان

گیر افتاده‌ام

مثل گوزنی پیر، در انبوه شاخه‌های جنگل.

چه ماشه را بچکانی، چه شاخ‌هاش را ببُرّی؛ فرقی نمی‌کند

گیر افتاده است گوزنِ پیر!

3

چشم‌هاتْ غزل،

لب‌هاتْ غزل،

بوسه‌هاتْ غزل؛ ...

 

کاش حافظِ این‌همه غزل من بودم!

4

نامه‌رسانِ خوبی نیستْ باد

نامه‌هات را همه‌ی شهر می‌خوانند،

جُز من!

خواستی بیایی

خودت را دستِ باد نده!

.............................................................................................................

وب‌سایتِ "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ اینترنتیِ آثار هنریِ رضا کاظمی

لينک