حالا جای من این شعرها برایت آواز می‌خوانند!   

 1

وقتِ رفتن

به‌دست‌َ‌ش سپردم‌َت،

اما دیگر

بازَت نگرداند.

 

چه نارفیق است خدا

2

این خانه،

موریانه نداشت

یادِ تو

به جان‌ش انداخت!

3

دست‌َم را رها کردی

گم‌ شدم میانِ آدم‌ها.

چه‌قدر گم‌شدن خوب است

اما

نه میانِ آدم‌ها

4

« ویران می‌آیی »*

ویران می‌شوم.

خانه‌ات آباد،

آباد بیا !

 

* نام رمانی از حسین سناپور

..............................................................................................

"رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی آثار هنری رضا کاظمی...

لينک