از تو می‌روم، تا به تو برگردم؛ انگار ماهیِ قزل‌آلا...   

 1

پاییز

زنی‌ست زیبا،

با موهای بلند و روبان‌های رنگی

و مردی‌ست تنها،

عابرِ همیشه‌ی خیابانی که

زن از آن گذشته، رفته باشد

2

کاش پله‌برقی‌های فرودگاه را عکسْ سوار می‌شدی

به خانه برمی‌گشتیم

در خیابان عاشق می‌شدیم

بعد، کودک، نوزاد،...

و بعد،

کاش اصلن به دنیا نمی‌آمدیم!

3

گاهی خودت را رها کن

مثل بادبادکْ در باد.

نگران نباش!

دوباره برمی‌گردی

در دست‌های کودکی بازیگوش

4

به مووهات شانه می‌کشی

باران می‌شود

به چشم‌هات سُرمه،

آفتاب می‌شود

به گوونه‌هاتْ برگِ گُل

مهتاب

به لب‌هات...

 

به لب‌هات دیگر دست نزن!

لينک