یادمان هست زمستان دارید... یادمان باشد...   

یادمان هست زمستان دارید...

 

1

تو

در تمامِ زبان‌ها

ترجمه‌ی لب‌خندی،

هرکجای جهان که تو را بخوانند

گُل از گُلِ‌شان می‌شکفد.

2

زنده‌گی چه‌قدر سخت شده است این‌جا !

بیا به خانه‌ی اول برگردیم

دوباره تو وسوسه‌ام کنی

و من این‌بار

فریبِ تو را نخورم!

3

رفتنَ‌ت

کبریت کشیدن بود

در انبار کاهی که از چهار طرف

در معرض باد است

خانه را

هم سوخت؛ هم بر باد داد!

4

پروانه نیستم اما

سال‌هاست دور خودم می‌چرخم وُ

می‌سوزم.

 

رفتن‌َت در من

شمعی روشن کرده است انگار!

...............................................................................................................

وب‌سایتِ " رسمِ خیال "، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثار هنریِ رضا کاظمی

لينک