یلدا ؛ بلندترین شبِ چشم‌های تو است   

 1

خودکشی در خانه‌ی‌مان ارثی بود!

پدربزرگ

ماشه را در دهان‌َش چکاند

پدر، در شقیقه‌اَش

من

در میانِ چشم‌های تو!

2

آن‌قدر از تو پُرم

که بایستم مقابلِ باد

پشتِ سرم،

جهان مست می‌شود!

3

بی‌هوده می‌پیچد باد

بر شاخه‌های پاییز

وقتی تمامِ برگ‌ها

به سوگِ رفتن‌َت

بر زمین نشسته‌اند!

4

شمع نیست‌َم رفتن‌َت را بسوزم،

فقط نمی‌دانم چرا

وقتی می‌ایستم مقابل باد

پشت سرم، جهان شعله می‌کشد!

.....................................................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثارِ هنری رضا کاظمی

لينک