انگار همه‌ی‌مانْ وقتِ رفتن، کلید را به چاهِ کور می‌اندازیم!   

 1

مثل پلنگی تنها

که پنجه به‌هوای ماه بکشد

و ماه؛ نه به‌دست بیاید و، نه زخم بخورد؛

هر شب

بر سنگِ مزار تو می‌نشینم!

2

آمدی. ماندی. رفتی.

درست مثل رعد و برق

که تا بخواهی از زیبایی‌ش لذت ببری

خانه‌ات را سوخته باشد!

3

تا دیدار تو
یک شیشه فاصله است و من
مثل ماهی
میانِ تُنگ
و تُنگ
میان دریا.

آه، اگر بشکند این دیوار شیشه‌ای!

..........................................................................................................................................

وب‌سایتِ " رسمِ خیال "، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

نخند مرد!... شعری از رضا کاظمی با آهنگسازی و صدای نیما کامکار

لينک