از راه که می‌رسی انگار، گله‌ای اسبِ وحشی؛ در دل‌اَم تاخت می‌کنند!   

 1

یک‌صبح از خواب می‌پریم وُ

کنارِ دست‌مان

جای کسی هنوز گرم است!

2

ما هیچ‌وقت به‌هم نمی‌رسیم

همیشه سوزنبانی هست

که به‌وقتِ رسیدن‌مان

خط‌ها را عوض کند!

3

بیدارم کن!

پیش از آن‌که استخوان‌هایم را

شیپورِ بیدارباش کنند

...........................................................................................................

وب‌سایتِ "رسم خیال" ؛ نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی...

لينک