یک‌سطری‌ها...   

1 -  شده‌ام شبیه ایستگاهی متروک، که قطارها هنوز نرسیده؛ خط عوض می‌کنند!

2 -  کنار دست‌مان گلی به شوق پَر می‌ریخت وُ، ما نگاه‌مان به دورها بود...

3 -  ای عشق! برای نجاتِ جهانْ کفایت نمی‌کنی دیگر...

4 -  انگار همه‌ی‌مانْ وقتِ رفتن، کلید را به چاهِ کور می‌اندازیم!

5 -  ساعت از قرار گذشت. جهان بی‌قرار شد!

6 -  به ماه می‌مانی: در برکه نزدیک وُ، در آسمان دور

7 -  همیشه همین است: از هم آرام می‌گیریم، که آرام بگیریم!

8 -  به تماشای دریا رفتم؛ تماشای تو آمده بود!

9 -  رفته‌ای وُ، در دلَ‌م انگار؛ هر روز کسی مرا زخم می‌زند!

10 -  آدم است دیگر! گاهی مثل ماهیِ درون تُنگ، فکر می‌کند خانه‌اَش دریاست!

11 -  کسی چوب لای چرخ زمین بگذارد، داریم تمام می‌شویم!

12 -  ماهِ تمام، قرصِ نانی‌ست در دهانِ تاریکِ آسمان؛ و سهمِ من: هیچ!

13 -  نقشه‌ی شهری که در آن، نشانی خانه‌ی دوستْ نیست؛ به‌کار بُزها هم نمی‌آید!

14 -  فراموش نمی‌شوند خاطره‌ها، مثل اولین سیلیِ پدر؛ به‌وقتِ چشیدنِ لذتی ممنوع!

15 -  پیش از آن‌که ببینم‌َت، به ضیافت گورها و گورکَن‌ها رفته بودی؛ اگر نه، هیچ‌وقت شاعر نمی‌شدم!

.......................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک