هر شبْ کسی پشت در است که انگار اصلن نرفته است!   

1

بلند شو

لباس‌هات را بتکان

دستت را به من بده

برویم کمی قدم بزنیم...

نگران نباش

کسی را در گور تو نمی‌خوابانند!

2

گل‌های دامنِ زن

در گروِ باد بود وُ

مرد با خودش فکر می‌کرد:

چه خانه‌ی محکمی ساخته‌ام!

3

گناه نکرده تعزیر می‌شوم

حال آ‌ن‌که تو

با هزار شیشه‌ی شرابْ در چشم‌هایت

آزادانه در شهر قدم می‌زنی!

4

هرکجا بروی

دوباره بازمی‌گردی

مثل نامه‌ای که هر دو رووش

نشانیِ من است!

...........................................................................................................

وب‌سایت " رسم خیال "، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

لينک