حجاب کرده‌ای. کجا؟ تمامِ شهرْ منَم: خالی و تنها...   

1

همه‌چیز را که نمی‌شود با هم داشت

من

شعرهایم را دارم

تو

معشوق‌های بی‌شمارت را !

2

از ساحل که دور می‌شوی

نگرانت نمی‌شوم دیگر.

دریا

جسدت را پس خواهد داد!

3

پرنده از شاخه‌ای پریده بود

که از آن، تاب می‌خورد مرد

و زن...

زن، در قابِ این تصویر نبود

اگر نه،

هم پرنده بود، هم مرد!

4

به حروفِ سردِ سُربی فکر می‌کنم

و دست‌های روغنیِ کارگر چاپ‌خانه

وقتی

در باغِ شعرهای من

بوسه‌های تو را می‌چینند!

...................................................................................................................

وب‌سایتِ "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی...

لينک