مرا ببوس! بگذار این آخرین ترانه نباشد...   

کاش حافظ چشم های تو بودم!... رضا کاظمی

1

فراموش‌خانه‌ای بیش نیست جهان.

از آستانه که می‌گذری
بسته می‌شود پشتِ سرت
دری که به خوش‌آمد
چارتاقِ لب‌خند بود.

2

سفر

بال‌های زخمی پرنده‌ای‌ست

که نه به مقصد می‌رساندش

نه دوباره به خانه!

3

نه خسته بود پرنده

نه بی‌میلِ پریدن،

که پاهاش

تنیده بود بر شاخه‌ی درخت!

....................................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک