به آینه نگاه کن! تنهایی که شاخ و دُم ندارد!   

1

در من، گلّه‌ای اسب وحشی تاخت می‌کند

در تو، رودخانه‌ای آرام می‌گذرد.

 

پیش از آن‌که از تو بگذرم

در آغوش‌اَم بگیر

رامَم کن!

2

چمدان‌اَت را بی‌هوده نبند!

 

هیچ قطاری

برای بُردنِ زنی که عاشق است هنوز

توقف نمی‌کند!

3

عشق

اتفاقی‌ست که می‌افتد

گاهی پُر شتاب، مثل گلوله‌ای ناغافل

گاهی آرام، مثل نشتِ گاز در شبی زمستانی.

در هر حال

عشق؛ اتفاقِ کُشنده‌ای‌ست که می‌افتد!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک