برای آفریدن‌اَت؛ شعر به تنهایی کفایت می‌کرد!   

1

تنهایی

خوابیدنِ هر شبِ مَردی‌ست

در آغوش زنی‌

که دیگر نیست!

2

مرا با نگاه‌اَت گرم کن!

 

عجله‌ای نیست

به رخت‌خواب هم می‌رسیم!

3

تو، زمینی حاصل‌خیز

 من، دانه‌ای گندم.

 

مرا در خودت بکار

مردم به نان بیش‌تر نیاز دارند

تا به شعر!

4

از انتظار خسته‌ام

یا زودتر بیا

یا به کلیساییان بگو

ناقوس بزنند که دروغی بیش نبوده‌ای وُ

"نجات‌دهنده در گور خفته است!" *  

 

* از فروغ فرخ‌زاد

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

لينک