1-

سرخ که نیستی پرپرت کنم

بریزم روی خاک

خنک شوداستخوانی که

خوابیده کناریک تفنگ!

*

سرخ که نیستی

لااقل سبزباش

بکارمت کنارگوری که

منتظراست بهارشود!

**

نه سرخ ، نه سبز

پس به چه کارم می آیی دیگر

زبان لال؟!

 

2-

به سراغم نیامدی

شعرشدم

بازیچه ی ابروباران

انتظارشدم

بازیچه ی شب وخیال.

نیامدی

سیب رسیده شدم

بازیچه ی برگ وباد.

*

مگربه سیم خاردارکور

دوخته شدی ، ماندی

مگربه خواب شکوفه های سیب رفتی ، نیامدی

قاصدک بی سراغ؟!

لينک