به آینه نگاه کن! تنهایی که شاخ و دُم ندارد!

1

در من، گلّه‌ای اسب وحشی تاخت می‌کند

در تو، رودخانه‌ای آرام می‌گذرد.

 

پیش از آن‌که از تو بگذرم

در آغوش‌اَم بگیر

رامَم کن!

2

چمدان‌اَت را بی‌هوده نبند!

 

هیچ قطاری

برای بُردنِ زنی که عاشق است هنوز

توقف نمی‌کند!

3

عشق

اتفاقی‌ست که می‌افتد

گاهی پُر شتاب، مثل گلوله‌ای ناغافل

گاهی آرام، مثل نشتِ گاز در شبی زمستانی.

در هر حال

عشق؛ اتفاقِ کُشنده‌ای‌ست که می‌افتد!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 23 نظر / 50 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر بهار

سلام فكر كردم همه ي حر فهايم را در همان لحظه خداحافظي تو از نگاه مي خواني ... اما افسوس... اما ديدم چه حيف وقتي با آن همه استرس به تو رو كردم و در نگاه آن همه غريبه ي آشنا به تو با لبخند گفتم خداحا فظ... تو رو برگردوندي و تنها گفتي... اي كاش اون روز هيچ عكس يادگاري از تو نميگرفتم [گل]

ساحل

نوشته هاتون فوق العاده ان و جای هیچ حرفی نذاشتن!!!واقعا لذت بردم[لبخند][گل]

خانم دکتر

استاد زودتر بنویسید!

لیلا.ع

[لبخند]منونم ازتون بسیار زیبا بود.من اولین بار شما رو توی مجله ی فیلم با یه داستان کوتاه شناختم که برای ویژه نامه ی بهار نوشته بودید که خیلی هم زیبا بود....[لبخند]

یسنـــــــــــــــــا

سلام و درود بسیـــــــــــــــــــار زیبا. بر قلمتان باید بوسه زد. موفق باشید[خداحافظ]

نوشین

استاد غیبتتون طولانی شده! مشتاقانه منتظریم شادزی

بهار

سلام استاد گرامی همه شعرهایتان زیبا و دلنشین با مفاهیمی عمیق است قلمتان ماندگار[گل][گل] خیلی وقت است با شعرهای شما مانوسم لطفا به کلبه حقیرانه من سر بزنید خوشحال می شوم نظر ارزشمندتان را بدانم