گاهی باید به آتش زد!

1

بیا به هم اعتماد کنیم:

من به چشم‌های تو

تو به پا‌های من

و قول بدهیم هم‌دیگر را به جاهای خوبی ببریم...

2

دلتنگی یعنی

غروب باشد، دل‌اَت گرفته باشد؛ او نباشد

و تو

جای او هم به تماشا نشسته باشی!

3

تنهایی

مثل موریانه‌ای‌ست به جانِ درخت.

 

گاهی باید به آتش زد!

4

خانه بوی گُل گرفته، اما

نه در باز است، نه پنجره‌ها

نه بهار آمده، نه تو

و نه من خواب‌اَم.

 

-  یک بوی خوش و این‌همه انکار؟!

تردید نکن! نفس بکش! بگو: سلام

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 11 نظر / 93 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گوشه ی تنهایی

گاهی باید به آتش زد [گل]

نرگس

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت / خانه ات آباد کاین ویرانه بوی گل گرفت. مثل همیشه دلنشین و خواندنی.با تشکر

سمیرا

به آتش کشیدن درخت...شهامتی میخواد که هر کسی نداره ... دلم تنگ شده بود چقدر اینجا خوبه ... فقط اینجا هستم ...

هادی

کتاب این شعرها همه سانسور می شوند! امروز دانلود کردم.خوب بود

سطرگریه

باسلام زیبا بود با طنز مشترک با حافظ به روزم [گل][گل]

لبخند مسری

بیا به هم اعتماد کنیم: من به چشم‌های تو تو به پا‌های من و قول بدهیم هم‌دیگر را به جاهای خوبی ببریم... سفر در دنیای قهوه ای چشمانش ... فکر خوبیه...

rezvan hamidi

تنهایی برکه ی سرد و نمناکی است که نیلوفرهایش هم سر از اب در نمی آورند ... قلمتان مانا آقای کاظمی

علیرضا

بیا به هم اعتماد کنیم.و قول بدهیم هم‌دیگر را به جاهای خوبی ببریم... خیلی قشنگ بود.