خسته بود پدر. خوابید وُ، خانه از آوازِ پرنده‌ها پُر شد

1

چه شوربختْ ماهیِ کوچکی که

عاشق نهنگ‌ها می‌شود

حال آن‌که خانه‌اَش

بِرکه‌ای بیش نیست!

2

آهسته می‌بوسم‌َت

طوری‌که لب‌هات

فکر کنند خوابِ بوسه دیده‌اند!

3

هرچه سخت‌ترْ تو

نرم‌ترْ من.

 

گُلِ‌سنگ شده‌ام انگار!

4

ما فقط به‌هم فکر می‌کنیم:

تو، پشتِ میزِ کافه‌ای در پاریس

من، پشتِ پنجره‌ی اتاق‌َم در تهران،

و هیچ پلی برای به‌هم رسیدن نیست

مگر عشق

که سال به سال دارد پیرتر می‌شود!

5

به سقفِ اتاق‌َت

مهتابی نقره‌ای آویخته‌اَم

که اگر آمدی

پایت به گلدان نگیرد

بیفتد، بشکند،...

از خواب بپرم

ببینم خواب دیده‌اَم!

/ 12 نظر / 245 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا کاظمی

محمد بهت حق می دم. همین

دا...

سلام،زیبا بودند[لبخند] نقش اول کتابت را خوب بنویس و بیست کیلو لاغر تر...

دا...

خوب چرا گلدان رو سر راهش گذاشتی؟ می خوای آزارش یدیو گلدان رو بذار تو طاقچه،یه دفه دیدی گلدان رو بر داشت زد توی سرت[نیشخند]

صدف (:

آموخته ام که زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن نگاه را وسعت داد که بهترین کلاس درس دنیا کلاسی است که زیر پای پیر ترین فرد دنیاست که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم که داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست اوست و قلبی است برای فهمیدن وی که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است : وقتی که از شما خواسته می شود،‌و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد [گل]

صهبای بیدگلی

سلام آهسته می‌بوسم‌َت طوری‌که لب‌هات فکر کنند خوابِ بوسه دیده‌اند! مانا باشید

کیمیا

با خیالاتم قدم میزند آهسته سکوت هایش اشک ها و لبخند هایش غرقم در اقیانوسی که بوی بودنش را میدهد اما فقط سایه اش است

الف

دیدم خواب دیده ام

محمد

سلام شعرهایتان را دوست دارم زیبا ست.... همیشه باشید

samira

مث خونه مادربزرگ پدربزرگها میمونه پرشین بلاگ. خیلی وقتا دلت پر میکشه بری یه سر. نمیشه. یا رفتند. یا نیستی. یا فرصت نیست ... اما اگه بری دلت آروم میشه ... چه سکوت خوبیه اینجا "رضا کاظمی"