گاهی زنده‌گی‌اَت می‌شود مثل فاتحه‌ خواندن بر گوری که در آنْ مُرده نیست!

1

به موهات گل نزن دیگر!

من

به قدرِ کفایتْ نیش خورده‌ام

2

در تمام حنجره‌هایی که تو را می‌خوانند

قناری کوچکِ دست‌آموزی هست

که دفتر نُت‌های مرا

دوره می‌کند هر شب.

3

عجیب نیست اگر

پرنده از درخت ببارد

ماهیِ مُرده، از آسمان

و حتا، آدم‌فضایی‌های غمگین، از خورشید.

نه، وقتی دلتنگ باشی؛ هیچ‌چیز عجیب نیست!

.................................................................................................................................

وب‌سایت رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی

مثل همیشه زیباست ... ممنون استاد [گل]

اخوی

آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشد...

فاطمه نیازی

من عجیب بودم. جهان عجیب است که دور من چرخ نمی خورد، که مرا شانه می خواهد...

مهدی

کاش می دانستی این شعرها به همین سادگی که خوانده می شوند نوشته نمی شوند.. **** حالا دلی با من است که نه دلتنگ توست نه چشم به راه آمدن های گاه و بی گاهت! می بینی! این شعر پیش از آنکه تمام شود تو....تمام شده ای. "م.روشـــنا"

لیلی

سلام. شماره 3 را خیلی خیلی دوست دارم اما به هنگام خواندنش به یک تجربه شخصی برخوردم: چون به بارش "پرنده" از درخت و "ماهی مرده" از آسمان فکر می کردم، وقتی به "آدم فضایی" رسیدم کمی متوقف شدم. انگار هنوز به دنبال عنصری از طبیعت شناخته شده اطرافم می گشتم.

مهرداد نصرتی

سلام رضای عزیز دلتنگت شدم و این دلتنگی که همیشگیه باعث شد بیام اینجا و بخونمت و بگم دلتنگت بودم. انگار یه دستی هی قرار من و ترو دستی دستی عقب می اندازه. بابا از یه کره به یه کره دیگه هم که می خواستی بری اینقدر طول نمی کشید تصدقت[چشمک]

الهه باران

سلام و درود بر شما استاد گرامی مدتهاست شعرهاتون رو می خونم با اجازتون برخی از شعرهاتون رو با نام خودتون در وبم می ذارم.. قلمتون پایدار[گل]

گوشه ی تنهایی

از آسمانم پرنده می بارد -<@

آرشید

کابوسی بی انتهاست ساعت شنی هر گاه به پایان می رسم برم می گردانی ... سلام و سپاس از زیبایی افکار و آثارتان [گل]