مرا ببوس! بگذار این آخرین ترانه نباشد...

کاش حافظ چشم های تو بودم!... رضا کاظمی

1

فراموش‌خانه‌ای بیش نیست جهان.

از آستانه که می‌گذری
بسته می‌شود پشتِ سرت
دری که به خوش‌آمد
چارتاقِ لب‌خند بود.

2

سفر

بال‌های زخمی پرنده‌ای‌ست

که نه به مقصد می‌رساندش

نه دوباره به خانه!

3

نه خسته بود پرنده

نه بی‌میلِ پریدن،

که پاهاش

تنیده بود بر شاخه‌ی درخت!

....................................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 8 نظر / 91 بازدید

اوه مای گات[نیشخند] من یه اپ کرم[ابرو]که می تونه شکم کوچولوتو منفجر کنه[ناراحت]باور نمی کنی؟یه سر بزن[ماچ] اینم ادرسه وبلاگمه http://320.persianblog.ir/post/4

گوشه ی تنهایی

نه به مقصد می رساندش نه هیچ وقت به خانه [گل]

پریشاد ی

دری که به خوش آمد چارتاق لبخند بود.[گل]

وفا

نمایشنامه زندگی نوشته شد نقش عاشقی شیدا را گرفتم بازی کردم و منتظر تشویق مرگ برایم هورا کشید

مهدي ...مشهد

"دلتنگي"را بنويسي يا نه رسوا مي كند آدمي را شرجي چشـــــــم هاش! "روشنا"

وفا

http://mantanha6768.blogfa.com لطفا به وب منم سری بزنین و درباره ی شعرام نظر بدین

باران نم نم...

بعد از سالها دوباره آمدم یک سری زدم... اصلا انتظار نداشتم مطلب به روز شده ای در اینجا ببینم.آخه اون روزا یهو ننوشتید... وبلاگتون یه حس خوب نوستالژیک رو برام دوباره احیا کرد... ممنون ............... راستی سلام!!!

zahra

نوشته هاتون واقعا زیباست..