پدر آن‌قدر که درد برای گفتن دارد؛ حرف ندارد!

1

سال‌هاست هر غروب

از پنجره به خیابانی نگاه می‌کنم

که اگر بود

حتمن از آن می‌آمدی!

2

اولین‌ها و آخرین‌ها

هیچ‌وقت از یاد نمی‌روند

مثل اولین و آخرین بوسه‌های تو

که طعمِ گُلاب می‌دادند وُ

صابونِ ارزان‌قیمت وُ

کافورِ غسال‌خانه!

3

جُذام که ندارم

فقط تنهای‌اَم

پس دیگر چرا از من فرار می‌کنیْ مرگ؟!

...........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 15 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گوشه ی تنهایی

مرگ هم از تنهایی می ترسد. [گل]

سینا

http://upload7.ir/images/95067397151551427552.gif

...

انشاا... به زودی شفای کامل حاصل شود .

قلم

سلام آقای کاظمی من عاشق قلم شمام ومدام تو فیس پیگیر نوشته های جدیدتون بودم الانم ک سایتتونو یافتم خوشحالم افتخار میدید استادم باشید؟باافتخار لینکتون کردم اگه خواستید منو باعنوان "من برای تومینویسم......"لینک بفرمایید

هادي ناعمي

پناه بر جذام از درد تنهايي . درود بر شما ، دل لرزان بود نوشته تان . برقرار باشيد.

سینا

http://upload7.ir/images/94290386659926255560.gif تو رفته‌ای من مانده‌ام و این طوطیِ دروغ‌گو ! که هِی تکرار می‌کند : دوستت دارم ... دوستت دارم ... .::. رضا کاظمی .::.

ساجده

پس نیومدنش تقصیر سازمان راه و شهرسازیه؟؟؟!حتما.

محسن

سلام.قلمتان بسیار زیباست.خوشحال میشم اشعار کوتاه مرا بخوانید و نظرتان را بگویید تا قلمم بهتر شود متشکرم

اراسته

زیباست شعراتون بی تعارف من عاشق شعرم و ادبیات

اراسته

سلاااااااااااااااااااااااااااااام جناب استاد دست به قلم دارم ممنون میشم راهنماییم کنید