تو نوبرانه‌ی تمام فصل‌هایی...

1

نه من قصه‌اَم

نه تو قصه‌نویس؛

پس این‌همه تعلیق برای چیست؟!

2

از هر جهت که بیایی

مرا خواهی یافت.

در من هنوز می‌سوزد

آتشی که وقتِ رفتن افروخته بودی!

3

پلنگِ چشم‌های تو اَم

خشم که می‌گیری

به‌سمتِ خودم خیز برمی‌دارم!

4

هرچه گفتنی بود، گفتیم

هرچه شنیدنی، شنُفتیم

باقی‌اَش دیگر

با بوسه‌هایی که بهتر از ما

زبانِ هم را می‌فهمند!

..........................................................................................................................................

رسم خیال، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازی/ اینترنتیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 44 نظر / 183 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه ح

نه ما صبوریم نه شما شعر ننویس پس اینهمه تعلیق برای به روز نکردن از سر چیست؟؟؟!

لیلای

درودها شاعر لطیف و خاص خواندم از اشعار ناب تان در من هنوز می‌سوزد آتشی که وقتِ رفتن افروخته بودی! با احترام لینک هستید[گل]

دا...

آ آ...

samaneh

سلام. وب زیبایی دارید. من سرگذشت مادرم رو نوشتم اگر مایل بودین به وبم سر بزنید و سر گذشت واقعی (آسمان بی ستاره) رو بخونید. با تشکر ghoncheziba.blogfa.com

کیا

عالی http://shaaraneh.blogfa.com/

کیا

http://shaaraneh.blogfa.com/ عالی

فرشته

سلام. عالی اند اشعارتون. موفق باشید و درپناه خدا [گل]

کیمیا

سلام از نوشته هاتون لذت بردم خوششحال میشم نظرتون رو در مورد مطالب خودم بدونم