در دلَ‌م انگار کسی هر روز مرا زخم می‌زند...

 

1

یک‌شب با تو تنها بودم

یک‌عمر بی‌تو

تنها !

2

سال‌هاست رفته‌ای و من

هنوز به خودم می‌لرزم

درست مثلِ شاخه‌ای که چند لحظه قبل

پرنده‌اش پریده باشد!

3

آرام شده‌ام

مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ‌هایش را

باد برده باشد!

4

میانِ خنده و گریه

همیشه معلَّق استْ دلقک،

درست مثلِ اناری شکفته

به‌وقتِ چیده شدن!

.......................................................................................................................................

وب‌سایتِ " رسمِ خیال " ؛ نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثار هنری رضا کاظمی

/ 19 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نرگس

کاش خیالت هم مثل خودت بود ! مثل آب خوردن مرا رها می کرد و می رفت .

هیچستان

هیمه بر سر مینهم از خدایی که در سر پرورانده ام گر میگیرم شعله می کشم سپیده دم در مغزم طلوع می کند . . .

مریمانه

شعراتون کهنه نمی شن زنده باشید پاییزتون طلایی و پیشاپیش یلداتون مبارک

شوکو

واقعا عالیه هروز جذاب تر میشن ومن مشتاقتر

سمیه.حسابدارتمام وقت

سلام . همیشه همین است: من به تکاپوی رسیدن تو به انتظار چیده شدن و نهایت نرسیده و رسیده به خاک افتادن! چقدر حقیقت رو قشنگ میگید...خوش بحالتون.

روز به ر.ز داری بدمیشی