یلدا ؛ بلندترین شبِ چشم‌های تو است

 1

خودکشی در خانه‌ی‌مان ارثی بود!

پدربزرگ

ماشه را در دهان‌َش چکاند

پدر، در شقیقه‌اَش

من

در میانِ چشم‌های تو!

2

آن‌قدر از تو پُرم

که بایستم مقابلِ باد

پشتِ سرم،

جهان مست می‌شود!

3

بی‌هوده می‌پیچد باد

بر شاخه‌های پاییز

وقتی تمامِ برگ‌ها

به سوگِ رفتن‌َت

بر زمین نشسته‌اند!

4

شمع نیست‌َم رفتن‌َت را بسوزم،

فقط نمی‌دانم چرا

وقتی می‌ایستم مقابل باد

پشت سرم، جهان شعله می‌کشد!

.....................................................................................................................

وب‌سایت "رسمِ خیال"، نمایشگاه و فروشگاهِ مجازیِ آثارِ هنری رضا کاظمی

/ 23 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطیما

خودکشی در خانه مان ارثی بود... سپاس شاعر

ماهور

ایستاده ام مقابل باد جهان مستانه، شعله می کشد... سپاس.

مینا

سلام وبلاگ شما را دیدم پر محتوا و دارایی قالب قشنگی بود برای افزایش بازدید وبلاگتون میتوانید به آدرس زیر ثبتش کنید همه وبلاگ نویسها هستند ضمنا بیش از 3 دقیقه برای حمایت تو گوگل داخل وبلاگتون ماندم http://fabner.net

گوشه ی تنهایی

فقط نمی دانم چرا فقط

مدثر

اینجا میان کلمات باد می وزد

الهه وکیلی مطلق

خودکشی در خانه‌ی‌مان ارثی بود! پدربزرگ ماشه را در دهان‌َش چکاند پدر، در شقیقه‌اَش من در میانِ چشم‌های تو! ::::::::::::::::::::::::::::::::: درود فراوان برشما[گل]

خانوم ثابتی

یکی شدن جسم و روح معشوق در سط چکاندن ماشه میان دو چشم معشوق عالی است. بازی با باد و جهان از درون و بیرون عاشق که مست است که می سوزد که مثل پاییز می ریزد و می میرد.

بهانه

سلام خسته نباشید ... این پست عجیــــــب به دلم نشست... اگه شد به بی قراری های منم سری بزنید هرچند هذیان های من کجا و قلم شما کجا...!!!!!![گل][گل]

سیاوش مصدق

شماره های 1 و 4 رو بیشتر دوست داشتم. ممنون جناب کاظمی