بهانه‌ای نمانده است دیگر، برای عاشقی کردن!

 1

مهم نیست این در

به کدام پاشنه می‌چرخد،

مهم تویی

که نه می‌آیی، نه می‌روی!

2

عاشق که باشی

می‌توانی چشم‌هایت را ببندی

و پرنده‌گان

جای تو حرف بزنند

مثل این شعر

که دارد جای من برایت آواز می‌خواند!

3

به مرگ فکر می‌کنم

و به زمانی‌که

از راه نرسیده، باز خواهد ‌گشت.

 

می‌دانم دوست داشتن تو

مرا نجات می‌دهد.

4

مادربزرگْ - که خدا نور به قبرش ببارد - می‌گفت:

عاشق که باشی

هرگز نخواهی مُرد.

اما، خودش مُرد!

 

چه پارادوکسِ بزرگی‌ستْ عشق!

........................................................................................................................................

* وب‌سایت "رسم خیال"، نمایشگاه و فروشگاه مجازی آثار هنری رضا کاظمی

* از 23 تا 30 آبان به‌همراه جمعی از شاعران نویسنده‌گان، میهمانِ فستیوال ادبی "گلاویژ" در کردستان عراق ( سلیمانیه ) هستم. بنابراین "پابرهنه تا ماه" هفته‌ی آینده به‌روز نخواهد شد!

/ 26 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه هاوشکی

سلام پرچین با سپیدی از ماندانا کافی به روز و منتظر نقد و نظر شماست

ammar

برای یکبار هم که شده باید از نزدیک دید

مریم

اوهوم. عشق خودش رو هم نقض می کنه...

ماهور

د و س ت داشتن ، نجات بخش است... سپاس [گل]

وجيهه ابراهيمي نژاد

يادم نرفته است دستهايم را به تو سپردم دستهايت را قلاب كردي ... سلام بروزم با دوباره های بیشتر.منتظر حضورتان هستم.

دوپا

مخاطب که باشی و تحویلت بگیرند ، پر توقع میشوی ! تمام امروز به خیال اینکه جمعه س این صفحه رو رفرش کردم

صبا

سلام استاد خوشحال میشم اگه به وبلاگ من هم سری بزنید و در مورد متن ها و شعر هام نظری سازنده بدید.